loading...

foroughsky

بازدید : 22
پنجشنبه 11 اسفند 1401 زمان : 2:02

او بیشتر عمر خود را در Chaeronea گذراند و با اسرار آپولو خدای یونان آشنا شد. او احتمالاً در اسرار الئوسینی شرکت داشته است.[20] در طول سفر خود به رم، او ممکن است بخشی از سفارت شهرداری برای دلفی بوده باشد: تقریباً در همان زمان، وسپاسیان به دلفی حقوق و امتیازات شهرداری اعطا کرد.[21]

به عنوان قاضی و سفیر کار کنید

چرا در رامسر ویلا اجاره کنیم


پلوتارک علاوه بر وظایف خود به عنوان کشیش معبد دلفی، در Chaeronea نیز قاضی بود و در سال‌های اولیه بزرگسالی خود نماینده شهر خود در مأموریت‌های مختلف به کشورهای خارجی بود. پلوتارک در شهرداری زادگاهش منصب آرکون را برعهده داشت که احتمالاً فقط سالانه بود و احتمالاً بیش از یک بار در آن خدمت می کرد.[22]

پلوتارک حداقل برای پنج دوره، از سال 107 تا 127، اپیملت (مدیر) لیگ آمفیکتیونی بود که در این نقش مسئولیت سازماندهی بازی های پیتیان را بر عهده داشت. او این خدمت را در اثر خود با عنوان «آیا پیرمرد باید در امور عمومی مشغول شود» (17 = Moralia 792f) ذکر می‌کند.[23]

سودا، یک دایره المعارف یونانی قرون وسطایی، بیان می کند که تراژان، پلوتارک را سرپرست ایلیریا کرد. با این حال، اکثر مورخان این امر را بعید می دانند، زیرا ایلیات یک استان دادگستری نبود.[24][صفحه مورد نیاز][25]

به گفته مورخ قرن 8/9، جرج سینسلوس، در اواخر عمر پلوتارک، امپراتور هادریان او را به عنوان ناظم آخایی منصوب کرد - که به او حق پوشیدن جلیقه و زیور آلات کنسول را می داد.

مدتی ج. در سال 95 پس از میلاد، پلوتارک یکی از دو کاهن مقدس معبد آپولون در دلفی شد. این سایت از دوره کلاسیک یونان به طور قابل توجهی کاهش یافته بود. تقریباً در همان زمان در دهه 90، دلفی رونق ساخت و ساز را تجربه کرد که توسط حامیان یونانی و حمایت احتمالی امپراتوری تأمین می شد.[27] وظایف کشیشی او بخشی از آثار ادبی او را با پیشگویی فیثی در دلفیا مرتبط می‌کند: یکی از مهم‌ترین آثار او «چرا فیتیا در آیات اوراکل نمی‌دهد» است.[28] [29] حتی مهم‌تر گفت‌وگوی «درباره «ای» در دلفی» («Περὶ τοῦ Εἶ τοῦ ἐν Δελφοῖς»)،[30] است که آمونیوس، فیلسوف افلاطونی و معلم پلوتارک، و لامبریاس، برادر پلوتارک را نشان می‌دهد.

به گفته آمونیوس، حرف E نوشته شده بر روی معبد آپولون در دلفی از این واقعیت نشات گرفته است: هفت حکیم یونان، که گفته هایشان بر دیوارهای دهلیز معبد نیز نوشته شده بود، هفت نفر نبودند، بلکه در واقع پنج نفر بودند. : Chilon، Solon، Thales، Bias و Pittakos. با این حال، کلئوبولوس و پریاندروس ظالم از قدرت سیاسی خود برای گنجاندن در فهرست استفاده کردند. بنابراین، «E» که برای نشان دادن عدد 5 استفاده می‌شد، تأییدی بود که اصول دلفی در واقع تنها از پنج مرد خردمند واقعی سرچشمه می‌گرفت.

اولین آثار بیوگرافی پلوتارک، زندگی امپراتوران روم از آگوستوس تا ویتلیوس بود. از این میان، تنها زندگی گالبا و اوتو زنده مانده اند. زندگی تیبریوس و نرون تنها به صورت تکه‌هایی موجود است که به ترتیب توسط دماشیوس (زندگی تیبریوس، رجوع کنید به زندگی ایزیدور او)[34] و خود پلوتارک (زندگی نرون، ر.ک. گالبا 2.1) ارائه شده‌اند. بیوگرافی این امپراتورهای اولیه احتمالاً در زمان سلسله فلاویان یا در زمان سلطنت نروا (96-98 پس از میلاد) منتشر شده است.

دلایلی وجود دارد که باور کنیم دو زندگی هنوز وجود دارند، زندگی های گالبا و اوتو، "باید به عنوان یک اثر واحد در نظر گرفته شوند." توسط زندگی آراتوس سیکیونی و زندگی اردشیر دوم (زندگینامه هزیود، پیندار، کراتس و دایفانتوس گم شد). برخلاف این بیوگرافی‌ها، در گالبا اوتو، شخصیت‌های فردی افراد به تصویر کشیده نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان تصویری از یک اصل انتزاعی عمل می‌کنند. یعنی پایبندی یا عدم پایبندی به آرمان اخلاقی پلوتارک مبنی بر حکومت به عنوان پرنسپس (ر.ک. Galba 1.3؛ Moralia 328D–E).

او بیشتر عمر خود را در Chaeronea گذراند و با اسرار آپولو خدای یونان آشنا شد. او احتمالاً در اسرار الئوسینی شرکت داشته است.[20] در طول سفر خود به رم، او ممکن است بخشی از سفارت شهرداری برای دلفی بوده باشد: تقریباً در همان زمان، وسپاسیان به دلفی حقوق و امتیازات شهرداری اعطا کرد.[21]

به عنوان قاضی و سفیر کار کنید

چرا در رامسر ویلا اجاره کنیم


پلوتارک علاوه بر وظایف خود به عنوان کشیش معبد دلفی، در Chaeronea نیز قاضی بود و در سال‌های اولیه بزرگسالی خود نماینده شهر خود در مأموریت‌های مختلف به کشورهای خارجی بود. پلوتارک در شهرداری زادگاهش منصب آرکون را برعهده داشت که احتمالاً فقط سالانه بود و احتمالاً بیش از یک بار در آن خدمت می کرد.[22]

پلوتارک حداقل برای پنج دوره، از سال 107 تا 127، اپیملت (مدیر) لیگ آمفیکتیونی بود که در این نقش مسئولیت سازماندهی بازی های پیتیان را بر عهده داشت. او این خدمت را در اثر خود با عنوان «آیا پیرمرد باید در امور عمومی مشغول شود» (17 = Moralia 792f) ذکر می‌کند.[23]

سودا، یک دایره المعارف یونانی قرون وسطایی، بیان می کند که تراژان، پلوتارک را سرپرست ایلیریا کرد. با این حال، اکثر مورخان این امر را بعید می دانند، زیرا ایلیات یک استان دادگستری نبود.[24][صفحه مورد نیاز][25]

به گفته مورخ قرن 8/9، جرج سینسلوس، در اواخر عمر پلوتارک، امپراتور هادریان او را به عنوان ناظم آخایی منصوب کرد - که به او حق پوشیدن جلیقه و زیور آلات کنسول را می داد.

مدتی ج. در سال 95 پس از میلاد، پلوتارک یکی از دو کاهن مقدس معبد آپولون در دلفی شد. این سایت از دوره کلاسیک یونان به طور قابل توجهی کاهش یافته بود. تقریباً در همان زمان در دهه 90، دلفی رونق ساخت و ساز را تجربه کرد که توسط حامیان یونانی و حمایت احتمالی امپراتوری تأمین می شد.[27] وظایف کشیشی او بخشی از آثار ادبی او را با پیشگویی فیثی در دلفیا مرتبط می‌کند: یکی از مهم‌ترین آثار او «چرا فیتیا در آیات اوراکل نمی‌دهد» است.[28] [29] حتی مهم‌تر گفت‌وگوی «درباره «ای» در دلفی» («Περὶ τοῦ Εἶ τοῦ ἐν Δελφοῖς»)،[30] است که آمونیوس، فیلسوف افلاطونی و معلم پلوتارک، و لامبریاس، برادر پلوتارک را نشان می‌دهد.

به گفته آمونیوس، حرف E نوشته شده بر روی معبد آپولون در دلفی از این واقعیت نشات گرفته است: هفت حکیم یونان، که گفته هایشان بر دیوارهای دهلیز معبد نیز نوشته شده بود، هفت نفر نبودند، بلکه در واقع پنج نفر بودند. : Chilon، Solon، Thales، Bias و Pittakos. با این حال، کلئوبولوس و پریاندروس ظالم از قدرت سیاسی خود برای گنجاندن در فهرست استفاده کردند. بنابراین، «E» که برای نشان دادن عدد 5 استفاده می‌شد، تأییدی بود که اصول دلفی در واقع تنها از پنج مرد خردمند واقعی سرچشمه می‌گرفت.

اولین آثار بیوگرافی پلوتارک، زندگی امپراتوران روم از آگوستوس تا ویتلیوس بود. از این میان، تنها زندگی گالبا و اوتو زنده مانده اند. زندگی تیبریوس و نرون تنها به صورت تکه‌هایی موجود است که به ترتیب توسط دماشیوس (زندگی تیبریوس، رجوع کنید به زندگی ایزیدور او)[34] و خود پلوتارک (زندگی نرون، ر.ک. گالبا 2.1) ارائه شده‌اند. بیوگرافی این امپراتورهای اولیه احتمالاً در زمان سلسله فلاویان یا در زمان سلطنت نروا (96-98 پس از میلاد) منتشر شده است.

دلایلی وجود دارد که باور کنیم دو زندگی هنوز وجود دارند، زندگی های گالبا و اوتو، "باید به عنوان یک اثر واحد در نظر گرفته شوند." توسط زندگی آراتوس سیکیونی و زندگی اردشیر دوم (زندگینامه هزیود، پیندار، کراتس و دایفانتوس گم شد). برخلاف این بیوگرافی‌ها، در گالبا اوتو، شخصیت‌های فردی افراد به تصویر کشیده نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان تصویری از یک اصل انتزاعی عمل می‌کنند. یعنی پایبندی یا عدم پایبندی به آرمان اخلاقی پلوتارک مبنی بر حکومت به عنوان پرنسپس (ر.ک. Galba 1.3؛ Moralia 328D–E).

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 37
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 33
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 34
  • بازدید ماه : 34
  • بازدید سال : 81
  • بازدید کلی : 1894
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی