اگرچه اصطلاح دامنه تا اواسط قرن 18 مورد استفاده قرار نگرفت، این مفهوم را می توان به قانون روم باستان، "به عنوان یک سیستم از پیش تعیین شده شامل سیستم حقوق مالکیت" ردیابی کرد.[11] رومیها یک سیستم حقوق مالکیتی بزرگ داشتند که در آن «بسیاری از چیزهایی را که نمیتوان مالکیت خصوصی داشت»[11] بهعنوان res nullius، res communes، res publicae و res universitatis تعریف کردند.[12] اصطلاح res nullius به عنوان چیزهایی تعریف شد که هنوز تصاحب نشده اند.[13] اصطلاح res communes به عنوان «چیزهایی که عموماً بشر می تواند از آن لذت ببرد، مانند هوا، نور خورشید و اقیانوس» تعریف می شود. که متعلق به شهرداری های رم بودند.[11] وقتی از منظر تاریخی به آن نگاه می کنیم، می توان گفت که ساخت ایده «حوزه عمومی» از مفاهیم res communes، res publicae و res universitatis در حقوق روم اولیه نشأت گرفته است.[11]
هنگامی که اولین قانون کپی رایت اولیه در بریتانیا با اساسنامه آن در سال 1710 تأسیس شد، مالکیت عمومی ظاهر نشد. با این حال، مفاهیم مشابهی توسط حقوقدانان بریتانیایی و فرانسوی در قرن هجدهم توسعه یافت. آنها به جای «حوزه عمومی» از اصطلاحاتی مانند publici juris یا propriété publique برای توصیف آثاری استفاده کردند که تحت پوشش قانون کپی رایت نبودند.[14]
عبارت "سقوط در مالکیت عمومی" را می توان در اواسط قرن نوزدهم فرانسه برای توصیف پایان دوره حق چاپ یافت. شاعر فرانسوی آلفرد دو وینی انقضای حق تکثیر را با اثری که «به چاله غرق مالکیت عمومی» میافتد یکسان دانسته است[15] و اگر مالکیت عمومی مورد توجه وکلای مالکیت معنوی قرار گیرد، باز هم چیزی بیش از آنچه هست تلقی میشود. زمانی که حقوق مالکیت معنوی، مانند حق چاپ، حق ثبت اختراع، و علائم تجاری منقضی می شود یا رها می شود، باقی می ماند.[10] در این زمینه تاریخی، پل تورمنز حق چاپ را به عنوان یک "صخره مرجانی کوچک حق خصوصی که از اقیانوس مالکیت عمومی بیرون می آید" توصیف می کند. به عنوان "اندازه های مختلف در زمان های مختلف در کشورهای مختلف".
ساحل های نمک ابرود و اجاره ویلا در شمال
تعاریف مرزهای مالکیت عمومی در رابطه با کپی رایت یا مالکیت معنوی به طور کلی، دامنه عمومی را به عنوان یک فضای منفی در نظر می گیرد. یعنی شامل آثاری میشود که دیگر در شرایط کپی رایت نیستند یا هرگز توسط قانون کپی رایت محافظت نشدهاند.[18] به گفته جیمز بویل، این تعریف بر استفاده متداول از اصطلاح مالکیت عمومی تأکید می کند و مالکیت عمومی را با اموال عمومی و آثار در حق چاپ به مالکیت خصوصی برابر می کند. با این حال، استفاده از اصطلاح مالکیت عمومی میتواند جزئیتر باشد، از جمله استفاده از آثار در حق نسخهبرداری که با استثناهای حق چاپ مجاز است. چنین تعریفی کار در حق چاپ را به عنوان مالکیت خصوصی مشمول حقوق استفاده منصفانه و محدودیت در مالکیت می داند.[1] یک تعریف مفهومی از لانگه می آید، که بر آنچه که مالکیت عمومی باید باشد تمرکز می کند: "این باید مکانی برای تجلی خلاقانه فردی باشد، پناهگاهی که حمایت مثبتی را در برابر نیروهای تخصیص خصوصی که چنین بیانی را تهدید می کنند اعطا می کند".[18]
پترسون و لیندبرگ مالکیت عمومی را نه به عنوان یک "قلمرو"، بلکه بیشتر به عنوان یک مفهوم توصیف کردند: "[T]مواد خاصی وجود دارد - هوایی که تنفس می کنیم، نور خورشید، باران، فضا، زندگی، خلاقیت ها، افکار، احساسات، ایده ها، واژهها، اعداد - مشمول مالکیت خصوصی نیستند. موادی که میراث فرهنگی ما را تشکیل میدهند باید برای همه موجودات آزاد باشد تا کمتر از ماده لازم برای بقای بیولوژیکی استفاده کنند." یا اصطلاحات تعریف نشده مانند حوزه عمومی یا مشترکات، شامل مفاهیمی مانند «اشتراک ذهن»، «مشترکات فکری» و «مشترک اطلاعات»
مردم برای هزاران سال موسیقی خلق کرده اند. اولین سیستم نت نویسی موسیقی، سیستم موسیقی بین النهرین، 4000 سال پیش ایجاد شد. گویدو آرتزو نت موسیقی لاتین را در قرن دهم معرفی کرد.[23] این پایهای را برای حفظ موسیقی جهانی در حوزه عمومی ایجاد کرد، تمایزی که در کنار سیستمهای حق چاپ در قرن هفدهم رسمیت یافت. موزیسین ها انتشارات نت موسیقی خود را به عنوان نوشته های ادبی دارای حق چاپ می کردند، اما اجرای قطعات دارای حق چاپ و ایجاد آثار مشتق شده توسط قوانین اولیه حق چاپ محدود نمی شد. کپی برداری در انطباق با قانون گسترده بود، اما گسترش این قوانین با هدف سودمندی آثار ادبی و پاسخگویی به تکرارپذیری فناوری ضبط موسیقی تجاری منجر به قوانین سختگیرانهتر شده است. اخیراً دیدگاه هنجاری مبنی بر اینکه کپی برداری در موسیقی مطلوب نیست و تنبلی است در بین نوازندگان حرفه ای رایج شده است.
قوانین کپی رایت ایالات متحده بین ساختههای موسیقی و ضبطهای صوتی تمایز قائل میشود، که اولی به ملودی، نتنویسی یا اشعار ایجاد شده توسط آهنگساز یا ترانه سرا، از جمله نتها اشاره دارد، و دومی به ضبطهایی که توسط هنرمند انجام میشود، از جمله CD، LP اشاره دارد. ، یا فایل صوتی دیجیتال.[24] آهنگهای موسیقی تحت قوانین عمومی مشابه آثار دیگر قرار دارند و هر چیزی که قبل از سال 1925 منتشر شده باشد، مالکیت عمومی محسوب میشود. از سوی دیگر، صداهای ضبط شده مشمول قوانین متفاوتی هستند و بسته به تاریخ و محل انتشار، تا سالهای 2021 تا 2067 واجد شرایط برای وضعیت مالکیت عمومی نیستند، مگر اینکه قبلاً به صراحت منتشر شده باشد.[25]
پروژه Musopen موسیقی را در حوزه عمومی ضبط می کند تا موسیقی را در قالب صوتی با کیفیت بالا در دسترس عموم قرار دهد. آرشیوهای موسیقی آنلاین مجموعه هایی از موسیقی کلاسیک ضبط شده توسط Musopen را حفظ می کنند و آنها را برای دانلود/توزیع به عنوان یک سرویس عمومی ارائه می دهند.

اجاره ویلاهای جنگل های سبز رشت