loading...

foroughsky

بازدید : 34
دوشنبه 22 اسفند 1401 زمان : 10:32

اگرچه اصطلاح دامنه تا اواسط قرن 18 مورد استفاده قرار نگرفت، این مفهوم را می توان به قانون روم باستان، "به عنوان یک سیستم از پیش تعیین شده شامل سیستم حقوق مالکیت" ردیابی کرد.[11] رومی‌ها یک سیستم حقوق مالکیتی بزرگ داشتند که در آن «بسیاری از چیزهایی را که نمی‌توان مالکیت خصوصی داشت»[11] به‌عنوان res nullius، res communes، res publicae و res universitatis تعریف کردند.[12] اصطلاح res nullius به عنوان چیزهایی تعریف شد که هنوز تصاحب نشده اند.[13] اصطلاح res communes به عنوان «چیزهایی که عموماً بشر می تواند از آن لذت ببرد، مانند هوا، نور خورشید و اقیانوس» تعریف می شود. که متعلق به شهرداری های رم بودند.[11] وقتی از منظر تاریخی به آن نگاه می کنیم، می توان گفت که ساخت ایده «حوزه عمومی» از مفاهیم res communes، res publicae و res universitatis در حقوق روم اولیه نشأت گرفته است.[11]

هنگامی که اولین قانون کپی رایت اولیه در بریتانیا با اساسنامه آن در سال 1710 تأسیس شد، مالکیت عمومی ظاهر نشد. با این حال، مفاهیم مشابهی توسط حقوقدانان بریتانیایی و فرانسوی در قرن هجدهم توسعه یافت. آنها به جای «حوزه عمومی» از اصطلاحاتی مانند publici juris یا propriété publique برای توصیف آثاری استفاده کردند که تحت پوشش قانون کپی رایت نبودند.[14]

عبارت "سقوط در مالکیت عمومی" را می توان در اواسط قرن نوزدهم فرانسه برای توصیف پایان دوره حق چاپ یافت. شاعر فرانسوی آلفرد دو وینی انقضای حق تکثیر را با اثری که «به چاله غرق مالکیت عمومی» می‌افتد یکسان دانسته است[15] و اگر مالکیت عمومی مورد توجه وکلای مالکیت معنوی قرار گیرد، باز هم چیزی بیش از آنچه هست تلقی می‌شود. زمانی که حقوق مالکیت معنوی، مانند حق چاپ، حق ثبت اختراع، و علائم تجاری منقضی می شود یا رها می شود، باقی می ماند.[10] در این زمینه تاریخی، پل تورمنز حق چاپ را به عنوان یک "صخره مرجانی کوچک حق خصوصی که از اقیانوس مالکیت عمومی بیرون می آید" توصیف می کند. به عنوان "اندازه های مختلف در زمان های مختلف در کشورهای مختلف".

ساحل های نمک ابرود و اجاره ویلا در شمال

تعاریف مرزهای مالکیت عمومی در رابطه با کپی رایت یا مالکیت معنوی به طور کلی، دامنه عمومی را به عنوان یک فضای منفی در نظر می گیرد. یعنی شامل آثاری می‌شود که دیگر در شرایط کپی رایت نیستند یا هرگز توسط قانون کپی رایت محافظت نشده‌اند.[18] به گفته جیمز بویل، این تعریف بر استفاده متداول از اصطلاح مالکیت عمومی تأکید می کند و مالکیت عمومی را با اموال عمومی و آثار در حق چاپ به مالکیت خصوصی برابر می کند. با این حال، استفاده از اصطلاح مالکیت عمومی می‌تواند جزئی‌تر باشد، از جمله استفاده از آثار در حق نسخه‌برداری که با استثناهای حق چاپ مجاز است. چنین تعریفی کار در حق چاپ را به عنوان مالکیت خصوصی مشمول حقوق استفاده منصفانه و محدودیت در مالکیت می داند.[1] یک تعریف مفهومی از لانگه می آید، که بر آنچه که مالکیت عمومی باید باشد تمرکز می کند: "این باید مکانی برای تجلی خلاقانه فردی باشد، پناهگاهی که حمایت مثبتی را در برابر نیروهای تخصیص خصوصی که چنین بیانی را تهدید می کنند اعطا می کند".[18]

پترسون و لیندبرگ مالکیت عمومی را نه به عنوان یک "قلمرو"، بلکه بیشتر به عنوان یک مفهوم توصیف کردند: "[T]مواد خاصی وجود دارد - هوایی که تنفس می کنیم، نور خورشید، باران، فضا، زندگی، خلاقیت ها، افکار، احساسات، ایده ها، واژه‌ها، اعداد - مشمول مالکیت خصوصی نیستند. موادی که میراث فرهنگی ما را تشکیل می‌دهند باید برای همه موجودات آزاد باشد تا کمتر از ماده لازم برای بقای بیولوژیکی استفاده کنند." یا اصطلاحات تعریف نشده مانند حوزه عمومی یا مشترکات، شامل مفاهیمی مانند «اشتراک ذهن»، «مشترکات فکری» و «مشترک اطلاعات»

مردم برای هزاران سال موسیقی خلق کرده اند. اولین سیستم نت نویسی موسیقی، سیستم موسیقی بین النهرین، 4000 سال پیش ایجاد شد. گویدو آرتزو نت موسیقی لاتین را در قرن دهم معرفی کرد.[23] این پایه‌ای را برای حفظ موسیقی جهانی در حوزه عمومی ایجاد کرد، تمایزی که در کنار سیستم‌های حق چاپ در قرن هفدهم رسمیت یافت. موزیسین ها انتشارات نت موسیقی خود را به عنوان نوشته های ادبی دارای حق چاپ می کردند، اما اجرای قطعات دارای حق چاپ و ایجاد آثار مشتق شده توسط قوانین اولیه حق چاپ محدود نمی شد. کپی برداری در انطباق با قانون گسترده بود، اما گسترش این قوانین با هدف سودمندی آثار ادبی و پاسخگویی به تکرارپذیری فناوری ضبط موسیقی تجاری منجر به قوانین سختگیرانه‌تر شده است. اخیراً دیدگاه هنجاری مبنی بر اینکه کپی برداری در موسیقی مطلوب نیست و تنبلی است در بین نوازندگان حرفه ای رایج شده است.

قوانین کپی رایت ایالات متحده بین ساخته‌های موسیقی و ضبط‌های صوتی تمایز قائل می‌شود، که اولی به ملودی، نت‌نویسی یا اشعار ایجاد شده توسط آهنگساز یا ترانه سرا، از جمله نت‌ها اشاره دارد، و دومی به ضبط‌هایی که توسط هنرمند انجام می‌شود، از جمله CD، LP اشاره دارد. ، یا فایل صوتی دیجیتال.[24] آهنگ‌های موسیقی تحت قوانین عمومی مشابه آثار دیگر قرار دارند و هر چیزی که قبل از سال 1925 منتشر شده باشد، مالکیت عمومی محسوب می‌شود. از سوی دیگر، صداهای ضبط شده مشمول قوانین متفاوتی هستند و بسته به تاریخ و محل انتشار، تا سال‌های 2021 تا 2067 واجد شرایط برای وضعیت مالکیت عمومی نیستند، مگر اینکه قبلاً به صراحت منتشر شده باشد.[25]

پروژه Musopen موسیقی را در حوزه عمومی ضبط می کند تا موسیقی را در قالب صوتی با کیفیت بالا در دسترس عموم قرار دهد. آرشیوهای موسیقی آنلاین مجموعه هایی از موسیقی کلاسیک ضبط شده توسط Musopen را حفظ می کنند و آنها را برای دانلود/توزیع به عنوان یک سرویس عمومی ارائه می دهند.

بازدید : 23
دوشنبه 15 اسفند 1401 زمان : 0:58

صحنه به تصویر کشیده شده لحظه ای است که آشیل صدای شیپور را می شنود و دست به سلاح می برد و به دیگران اطلاع می دهد که واقعاً کیست. آشیل در مرکز ترکیب قرار دارد. بالاتنه او کاملا گم شده است. پاهای آشیل گسترده است و چپ کمی خم شده است، ظاهراً به سمت راست می رود. در سمت راست صحنه ادیسه به سمت چپ می دود. در دست چپ نیزه ای گرفته و شمشیری به پهلوی چپش بسته شده است. او یک پیلوس سفید روی سر خود می بندد. در سمت راست یک چهره زن، احتمالاً Deidameia، به سمت چپ می دود و پشتش به بیننده است. او برهنه است به جز کفش های زرد، خلخال های طلایی و مانتوی خاکستری تیره که پاهایش را می پوشاند. چهره دوم زن پشت آشیل ایستاده است. بیشتر قسمت بالایی بدنش از بین رفته است. از آنچه می بینیم، او به سمت چپ صحنه می دود. بازوی راست او با کف دست باز بلند شده است. سومین شخصیت زن پشت ادیسه ایستاده است، او نیز به سمت چپ می دود و در حین دویدن به صحنه نگاه می کند. در دست راست ماده او یک سبد استوانه ای شکل حمل می کند و دست چپ او به نشانه هشدار بالا رفته است. در پس‌زمینه، در سمت چپ، چهره‌ای دیده می‌شود که قیچی تزئین شده با گورگونیون بر تن دارد و در شیپور می‌نوزد. پادشاه پشت آشیل به تصویر کشیده شده است

لب ساحل های آبی و آجاره ویلاهای شمال

هراکلس و اوگ
تنها صحنه اساطیری باقی مانده در تریکلینیوم در کنار پریستیل کوچک، هراکلس و اوج است که بر روی دیوار جنوبی نقاشی شده است. این صحنه افسانه تجاوز به اوج که دختر پادشاه تاگا و کشیش آتنا بود توسط هراکلس مست را به تصویر می کشد. این اتحادیه منجر به مفهوم Telephus شد.

اوج روی یک زانو در کنار نهر در مرکز صحنه خمیده است. او پلوس مقدس آتنا را با دست راست پایین از آب بلند می کند. دست چپ او برای لغو هراکلس آشکارا مست دراز شده است. هراکلس به سمت چپ خم می شود و پای راستش به عقب خم شده است که نشان از سکندری او دارد. او تلاش می کند تا با چماقش در دست چپ از خود حمایت کند. هراکلس فقط یک پوست شیر می پوشد که دور بازوی راستش پیچیده شده و روی پشتش کشیده شده است. با دست راستش لبه ای از مانتو اوج را می گیرد که فقط پاها و پشت او را می پوشاند. هراکلس از یک بند در مچ دست چپ او آویزان است. یک همراه زن در سمت چپ اوج ایستاده است. او با دست راستش لبه ای از پلوس را گرفته و از دست چپش برای دفع هراکلس استفاده می کند. پشت این سه پیکر دو زن قرار دارند. یکی برگ های سبز در موهایش می پوشد و لباس سبز بلندی که با گورگونیون تزیین شده است. او به همراه اوج نگاه می کند و کانتاروسی را بالای سر اوج بلند می کند که کمی کج شده تا ریخته شود. در کف دست چپ خود ظرف یا تاجی کم عمق نگه می دارد. شکل دوم دارای بال های بزرگ، سبز و باز و یک نیمبوس آبی در پشت سر است. این فیگور بازوی چپ دراز شده همراه زن را می گیرد.

در اتاقک کنار دهلیز بزرگ، آریادنه رها شده توسط تسئوس بر روی دیوار شمالی نقاشی شده است. این صحنه آریادنه را نشان می دهد که تسئوس پس از فرار از کرت به دلیل کشتن مینوتور توسط تسئوس در جزیره ناکسوس رها شده است. صحنه کشف آریادنه توسط دیونیسوس پس از این صحنه حاصل می شود.

آریادنه روی پارچه قرمز بزرگی که روی زمین پهن شده دراز کشیده است. پاهای او به سمت چپ کشیده شده و نیم تنه اش به سمت بیننده می پیچد. دست چپ او پارچه قرمز را لمس می کند در حالی که دست راستش به سمت دهانش بلند شده است و او به کشتی در حال عقب نشینی در سمت چپ خیره می شود. کوپید پشت آریادنه می ایستد و دست چپش را روی شانه چپ او می گذارد و با دست راستش به سمت مغازه در قسمت سمت چپ صحنه اشاره می کند. این کشتی با سه چهره اداره می شود. اولین نفر سکاندار و او در قسمت عقب نشسته اند و کمی به جلو خم شده اند و سکان در دست راست اوست. این شخصیت احتمالا تسئوس است. دو شکل کوچکتر در دو طرف دکل قرار دارند. یکی پارو را نگه می دارد و دیگری بادبان را تنظیم می کند. یک ماهیگیر در گوشه پایین سمت چپ ایستاده است.

بازدید : 24
دوشنبه 15 اسفند 1401 زمان : 0:50

هراکلس نوزادی که مارها را خفه می کند

هراکلس نوزادی که مارها را خفه می کند
آخرین صحنه اساطیری در تریکلینیوم جنوبی، نوزاد هراکلس است که مارها را خفه می کند، واقع در دیوار شمالی. این صحنه هراکلس را در کودکی نشان می دهد که مارهایی را که هرا برای کشتن او فرستاده بود خفه می کند. هراکلس پسر آلکمنا و زئوس، شوهر هرا است. هرا به این رابطه حسادت می‌کند و تصمیم می‌گیرد تا محصول رابطه‌ی شوهرش را بکشد. او دو مار را به گهواره هراکلس می فرستد، اما کودک به راحتی با کشتن مارها از تلاش او جلوگیری می کند.

این صحنه داستان درونی را به تصویر می کشد. سقف رواق و ستون های یونی سفید رنگ در دوردست دیده می شود. محراب بزرگی در پس زمینه سمت چپ به تصویر کشیده شده است. در بالای محراب آتشی با یک کلاه طلا می سوزد. یک گلدسته سبز رنگ جلوی آتش قرار می گیرد. در سمت راست محراب عقاب زئوس قرار دارد. هراکلس در مرکز ترکیب پیش زمینه قرار دارد. زانوی راست او خم شده و روی زمین قرار دارد در حالی که چپش کشیده است. مارها دور دست ها و پاهای هراکلس می پیچند. سر مارها در دستان هراکلس گرفته شده است. یک چوب کوچک چوبی به سنگ کوچکی در مقابل هراکلس تکیه داده است. در سمت راست آمفیتریون، شوهر آلکمنا، روی تخت نشسته است. پای راست آمفیتریون به عقب کشیده شده و روی یک زیرپایی طلایی قرار گرفته است. پای چپ او روی زمین قرار می گیرد. در دست چپش عصای طلایی بلندی در دست دارد در حالی که دست راستش چانه اش را لمس می کند در حالی که گیج به هراکلس نگاه می کند. پشت آمفیتریون، آلکمنا وحشت زده به سمت راست صحنه می دود. دستانش دراز شده و سرش به عقب برگردانده شده تا به هراکلس نگاه کند. در سمت چپ، مرد جوانی، احتمالاً خدمتکار، پشت به بیننده می کند. چوب بلندی در دست دارد که به شانه چپش تکیه داده است. دست راستش را با حیرت بالا می برد.

در کدام ساحل های شمال ویلا اجاره کنیم

آخرین صحنه اساطیری در تریکلینیوم جنوب شرقی، Cyparissus در دیوار شمالی است. این تصویر Cyparissus، عاشق آپولو را نشان می دهد که پس از کشتن گوزن محبوب آپولو، به درخت سرو تبدیل شد.

Cyparissus در وسط صحنه نشسته است، روی یک سنگ بزرگ نشسته و به سمت راست خیره شده است. دست چپ بدنش را روی سنگ نگه می‌دارد در حالی که دست راستش روی پایش قرار گرفته و عصای طلا در دست دارد. پای راستش خم شده و پایش به عقب کشیده شده است. تنها لباسی که او می پوشد یک مانتوی بنفش است که زانوی راست او را می پوشاند و روی ران چپش می پوشد. از سر او یک مخروط سرو بلند می شود. در سمت راست سه پایه طلاکاری شده Cyparissus Apollo بر روی سنگی تکیه داده شده است. در پایه سه پایه، امفالو با توری پوشانده شده است. در مقابل سنگ گوزن آپولو با نیزه شکسته ای که از کنارش بیرون زده است، قرار دارد. در پس‌زمینه، در گوشه بالا سمت چپ، بالاتنه یک پوره است که در حال تماشای Cyparissus است. او بدنش را روی تخته سنگی تکیه می دهد، آرنج راستش روی تخته سنگ قرار گرفته و دستش سرش را نگه می دارد. در دست چپ دو شاخه دارد.[24]

آشیل در اسکایروس

نمای نزدیک از آشیل در اسکایروس در خانه Vettii
آخرین صحنه اساطیری در تریکلینیوم جنوب شرقی آشیل در اسکایروس است که بر روی دیوار شرقی نقاشی شده است. این صحنه اقامت آشیل در جزیره اسکایروس را به تصویر می کشد. مادرش تتیس پس از اطلاع از مرگ آشیل در طول جنگ تروا، او را برای زندگی در جزیره اسکایروس فرستاد. آشیل در میان دختران لیکومدس به صورت دوشیزه ای مبدل شد. زمانی که در اسکایروس زندگی می کرد، دیدامیا پسری از آشیل به دنیا آورد. اودیسه پنهان کاری آشیل را کشف می کند و به اسکایروس می آید تا آشیل را فاش کند. اودیسه هدایایی از جمله سلاح و زره را در مقابل دختر پادشاه به نمایش می گذارد. هنگامی که یک شیپور به صدا در می آید، آشیل سلاح ها را می گیرد و ماهیت واقعی خود را آشکار می کند.

مسابقه کشتی بین پان و اروس
صحنه اساطیری، مسابقه کشتی بین پان و اروس در تریکلینیوم جنوب شرقی، اطراف دهلیز بزرگ، در دیوار جنوبی قرار دارد.

پان و اروس هنوز در این صحنه دعوا ندارند. آنها در نیم رخ به یکدیگر خیره می شوند. اروس دستانش را به سمت پان دراز می کند. خم شده و پاهایش باز شده است. پان به طور مشابه ژست می گیرد اما فقط در حالی که دست راست خود را به سمت اروس بلند کرده است. دست چپ او در پشت قرار دارد و در حالت معلولیت عقب است. بین پان و اروس یک سنگ بزرگ است. دیونیسوس دو چهره را در سمت چپ صحنه تماشا می کند. او در جلو، روی یک صخره، با بازوی چپش تکیه داده است. در دست چپش یک تیرسوس نگه داشته است. دست راست او بر روی ران او قرار گرفته و تاج گلی طلایی برای برنده نگه داشته است. دیونیسوس فقط یک مانتوی قرمز تیره پوشیده است که پاهایش را پوشانده، چکمه های قهوه ای بلند و برگ های پیچک در موهایش. یک کانتاروس در کنار پای راست دیونیزوس قرار دارد. در پشت دیونیسوس، کمی مرتفع، آریادنه قرار دارد. او همچنین مسابقه را تماشا می کند. او در نمای سه چهارم نشسته است. پای راستش کشیده و چپش خم شده و زانویش بالا آمده است. آریادنه لباس سفید بلندی در زیر مانتوی آبی روشن با سینه‌ها و شانه راست و بازویش می‌پوشد. یک تیرسوس بین پاهای او قرار دارد و توسط دست چپ او حمایت می شود. دست راست او روی شانه دیونیزوس قرار دارد. یک ساتیر پشت دیونیسوس ایستاده است که سنگی آن را پوشانده است. ساتیور تاج گلی به سر می‌کند و جامه‌ای بر شانه راستش می‌بندد. در سمت راست صحنه، سیلنوس یک شاخه کاج را در دست چپ خود گرفته و بازوی راست خود را دراز کرده و کف دستش رو به تماشاگر و پان و اروس است. سیلنوس برهنه است به جز پارچه ای قرمز که دور کمرش پیچیده است و برگ های پیچک در موهایش.

بازدید : 22
پنجشنبه 11 اسفند 1401 زمان : 2:02

او بیشتر عمر خود را در Chaeronea گذراند و با اسرار آپولو خدای یونان آشنا شد. او احتمالاً در اسرار الئوسینی شرکت داشته است.[20] در طول سفر خود به رم، او ممکن است بخشی از سفارت شهرداری برای دلفی بوده باشد: تقریباً در همان زمان، وسپاسیان به دلفی حقوق و امتیازات شهرداری اعطا کرد.[21]

به عنوان قاضی و سفیر کار کنید

چرا در رامسر ویلا اجاره کنیم


پلوتارک علاوه بر وظایف خود به عنوان کشیش معبد دلفی، در Chaeronea نیز قاضی بود و در سال‌های اولیه بزرگسالی خود نماینده شهر خود در مأموریت‌های مختلف به کشورهای خارجی بود. پلوتارک در شهرداری زادگاهش منصب آرکون را برعهده داشت که احتمالاً فقط سالانه بود و احتمالاً بیش از یک بار در آن خدمت می کرد.[22]

پلوتارک حداقل برای پنج دوره، از سال 107 تا 127، اپیملت (مدیر) لیگ آمفیکتیونی بود که در این نقش مسئولیت سازماندهی بازی های پیتیان را بر عهده داشت. او این خدمت را در اثر خود با عنوان «آیا پیرمرد باید در امور عمومی مشغول شود» (17 = Moralia 792f) ذکر می‌کند.[23]

سودا، یک دایره المعارف یونانی قرون وسطایی، بیان می کند که تراژان، پلوتارک را سرپرست ایلیریا کرد. با این حال، اکثر مورخان این امر را بعید می دانند، زیرا ایلیات یک استان دادگستری نبود.[24][صفحه مورد نیاز][25]

به گفته مورخ قرن 8/9، جرج سینسلوس، در اواخر عمر پلوتارک، امپراتور هادریان او را به عنوان ناظم آخایی منصوب کرد - که به او حق پوشیدن جلیقه و زیور آلات کنسول را می داد.

مدتی ج. در سال 95 پس از میلاد، پلوتارک یکی از دو کاهن مقدس معبد آپولون در دلفی شد. این سایت از دوره کلاسیک یونان به طور قابل توجهی کاهش یافته بود. تقریباً در همان زمان در دهه 90، دلفی رونق ساخت و ساز را تجربه کرد که توسط حامیان یونانی و حمایت احتمالی امپراتوری تأمین می شد.[27] وظایف کشیشی او بخشی از آثار ادبی او را با پیشگویی فیثی در دلفیا مرتبط می‌کند: یکی از مهم‌ترین آثار او «چرا فیتیا در آیات اوراکل نمی‌دهد» است.[28] [29] حتی مهم‌تر گفت‌وگوی «درباره «ای» در دلفی» («Περὶ τοῦ Εἶ τοῦ ἐν Δελφοῖς»)،[30] است که آمونیوس، فیلسوف افلاطونی و معلم پلوتارک، و لامبریاس، برادر پلوتارک را نشان می‌دهد.

به گفته آمونیوس، حرف E نوشته شده بر روی معبد آپولون در دلفی از این واقعیت نشات گرفته است: هفت حکیم یونان، که گفته هایشان بر دیوارهای دهلیز معبد نیز نوشته شده بود، هفت نفر نبودند، بلکه در واقع پنج نفر بودند. : Chilon، Solon، Thales، Bias و Pittakos. با این حال، کلئوبولوس و پریاندروس ظالم از قدرت سیاسی خود برای گنجاندن در فهرست استفاده کردند. بنابراین، «E» که برای نشان دادن عدد 5 استفاده می‌شد، تأییدی بود که اصول دلفی در واقع تنها از پنج مرد خردمند واقعی سرچشمه می‌گرفت.

اولین آثار بیوگرافی پلوتارک، زندگی امپراتوران روم از آگوستوس تا ویتلیوس بود. از این میان، تنها زندگی گالبا و اوتو زنده مانده اند. زندگی تیبریوس و نرون تنها به صورت تکه‌هایی موجود است که به ترتیب توسط دماشیوس (زندگی تیبریوس، رجوع کنید به زندگی ایزیدور او)[34] و خود پلوتارک (زندگی نرون، ر.ک. گالبا 2.1) ارائه شده‌اند. بیوگرافی این امپراتورهای اولیه احتمالاً در زمان سلسله فلاویان یا در زمان سلطنت نروا (96-98 پس از میلاد) منتشر شده است.

دلایلی وجود دارد که باور کنیم دو زندگی هنوز وجود دارند، زندگی های گالبا و اوتو، "باید به عنوان یک اثر واحد در نظر گرفته شوند." توسط زندگی آراتوس سیکیونی و زندگی اردشیر دوم (زندگینامه هزیود، پیندار، کراتس و دایفانتوس گم شد). برخلاف این بیوگرافی‌ها، در گالبا اوتو، شخصیت‌های فردی افراد به تصویر کشیده نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان تصویری از یک اصل انتزاعی عمل می‌کنند. یعنی پایبندی یا عدم پایبندی به آرمان اخلاقی پلوتارک مبنی بر حکومت به عنوان پرنسپس (ر.ک. Galba 1.3؛ Moralia 328D–E).

بازدید : 25
شنبه 22 بهمن 1401 زمان : 1:52

طبق اعمال رسولان[89] انطاکیه (آنتاکیه کنونی)، شهری در جنوب ترکیه، جایی است که پیروان عیسی برای اولین بار «مسیحی» نامیده شدند. این شهر به سرعت به مرکز مهم مسیحیت تبدیل شد.[90][91] پولس رسول تارسوس به افسس سفر کرد و تقریباً سه سال در آنجا ماند و احتمالاً به عنوان خیمه‌ساز کار می‌کرد.[92] ادعا می شود که او معجزات متعددی انجام داده است، مردم را شفا داده و شیاطین را بیرون می کند، و ظاهراً فعالیت های تبلیغی را در مناطق دیگر سازماندهی کرده است.[93] پولس پس از حمله یک نقره‌ساز محلی که منجر به شورش طرفدار آرتمیس شد، افسوس را ترک کرد.[93] بر اساس روایات خارج از کتاب مقدس، عروج مریم در افسس اتفاق افتاد که یوحنای رسول نیز در آنجا حضور داشت. ایرنائوس درباره «کلیسای افسس که توسط پولس تأسیس شد و یوحنا تا زمان تراژان با آنها ادامه داد» می‌نویسد. گویا مقامات رومی یوحنا را به جزیره یونانی پاتموس تبعید کردند، جایی که طبق سنت، او کتاب مکاشفه را نوشت. کلیسای سنت جان در نزدیکی افسس، ساخته شده توسط ژوستینیان کبیر در قرن ششم، محل دفن رسول جان است، در حالی که خانه مریم باکره در نزدیکی آن توسط کلیسای کاتولیک به عنوان مکانی که مریم، مادر عیسی مسیح است، پذیرفته شده است. ، آخرین روزهای زندگی خود را قبل از عروج سپری کرد. سنت نیکلاس، متولد پاتارا، در نزدیکی میرا (دمره امروزی) در لیکیا زندگی می کرد.

در اجاره ویلا باید به چه امکاناتی توجه کنید

در سال 123 امپراتور هادریان به آناتولی سفر کرد. بناهای یادبود متعددی برای ورود او ساخته شد و او با معشوق خود آنتینووس اهل بیتینیا ملاقات کرد.[95] هادریان بر احیای یونان تمرکز کرد و چندین معابد ساخت و شهرها را بهبود بخشید. Cyzicus، Pergamon، Smyrna، Ephesus و Sardes به عنوان مراکز منطقه ای فرقه امپراتوری (neocoros) در این دوره تبلیغ شدند.[96]

دوره بیزانس

در سال 324 پس از میلاد، کنستانتین اول، بیزانس را به عنوان پایتخت جدید امپراتوری روم انتخاب کرد و نام آن را به روم جدید تغییر داد. در زمان کنستانتین، مسیحیت به دین انحصاری دولت تبدیل نشد، بلکه از اولویت امپراتوری برخوردار بود زیرا او با امتیازات سخاوتمندانه از آن حمایت می کرد. پس از مرگ تئودوسیوس اول در سال 395 و تقسیم دائمی امپراتوری روم بین دو پسرش، این شهر که در بین مردم به عنوان قسطنطنیه شناخته می شد، پایتخت امپراتوری روم شرقی شد. این امپراتوری که بعدها مورخین آن را امپراتوری بیزانس نامیدند، تا اواخر قرون وسطی بر بیشتر قلمرو ترکیه کنونی حکومت می‌کرد؛[97] اگرچه مناطق شرقی تا نیمه اول قرن هفتم در دست ساسانیان بود. قرن. جنگ‌های مکرر بیزانس و ساسانی، ادامه جنگ‌های قرن‌ها روم و ایران، در بخش‌های مختلف ترکیه امروزی بین قرن‌های چهارم و هفتم رخ داد. چندین شورا کلیسای اولیه در شهرهای واقع در ترکیه امروزی برگزار شد، از جمله اولین شورای نیکیه (ایزنیک) در سال 325 (که منجر به اولین دکترین مسیحی یکنواخت به نام اعتقادنامه نیقیه) شد، اولین شورای قسطنطنیه. (استانبول) در 381، شورای افسس در 431، و شورای کلسدون (Kadıköy) در سال 451.[98] امپراتوری بیزانس در بیشتر دوران حیات خود یکی از قدرتمندترین نیروهای اقتصادی، فرهنگی و نظامی در اروپا بود.[99]

سلجوقیان و امپراتوری عثمانی
اطلاعات بیشتر: مهاجرت ترک ها، امپراتوری سلجوقیان، سلطنت روم، و امپراتوری عثمانی

امپراتوری بزرگ سلجوقیان در سال 1092 پس از مرگ ملکشاه اول[100]
خاندان سلجوقی از شاخه کینیک از ترکان اوغوز که در حاشیه جهان اسلام، در خاقانات یابگو از کنفدراسیون اوغوز، در شمال دریای خزر و آرال، در قرن نهم ساکن بودند، سرچشمه گرفت.[101] در قرن دهم، سلجوقیان از سرزمین اجدادی خود به ایران مهاجرت کردند که پس از تأسیس آن توسط طغرل، هسته اداری امپراتوری بزرگ سلجوقیان شد.[102] در نیمه دوم قرن یازدهم، ترکان سلجوقی شروع به نفوذ به ارمنستان قرون وسطایی و مناطق شرقی آناتولی کردند. در سال 1071، سلجوقیان بیزانسی ها را در نبرد مانزیکرت شکست دادند و روند ترک شدن در این منطقه را آغاز کردند. زبان ترکی و اسلام به آناتولی معرفی شد و به تدریج در سراسر منطقه گسترش یافت. انتقال آهسته از آناتولی عمدتاً مسیحی و یونانی زبان به یک آناتولی عمدتاً مسلمان و ترک زبان در حال انجام بود.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 37
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 34
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 35
  • بازدید ماه : 35
  • بازدید سال : 82
  • بازدید کلی : 1895
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی